چرا مدیریت دانش در سازمانها شکست میخورد؟ اشتباهات رایج و راهحلها
شکست مدیریت دانش معمولاً فقط به ضعف نرمافزار مربوط نیست؛ شروع پروژه بدون شناسایی مسئله، ثبت محتوای کمکیفیت، نبود ارزیابی، جستوجوی ضعیف، مشخصنبودن خبرگان، انگیزه ناکافی و حمایت محدود مدیران از دلایل اصلی آن هستند. موفقیت زمانی شکل میگیرد که افراد، فرآیند، فرهنگ، محتوا و فناوری بهصورت هماهنگ مدیریت شوند.
مقدمه:
بسیاری از سازمانها با هدف حفظ تجربیات کارکنان، جلوگیری از خروج دانش و افزایش بهرهوری، برنامه مدیریت دانش را آغاز میکنند؛ اما پس از مدتی سامانهای باقی میماند که تعداد زیادی محتوا در آن ثبت شده و تعداد کمی از کارکنان واقعاً از آن استفاده میکنند. علت معمولاً یک عامل واحد نیست. مدیریت دانش زمانی موفق میشود که افراد، فرآیند، فرهنگ، محتوا و فناوری همزمان مورد توجه قرار گیرند.
1. پروژه با خرید نرمافزار شروع میشود
یکی از رایجترین اشتباهات این است که سازمان ابتدا نرمافزار میخرد و سپس تلاش میکند برای امکانات آن فرآیند تعریف کند. قبل از انتخاب سامانه باید مشخص شود:
• چه دانشی حیاتی است؟
• چه مشکلی قرار است حل شود؟
• صاحبان دانش چه کسانی هستند؟
• دانش چگونه ارزیابی خواهد شد؟
• چه افرادی مصرفکننده آن هستند؟
نرمافزار باید بعد از پاسخ به این سؤالات انتخاب شود.
2. سازمان میخواهد همهچیز را تبدیل به دانش کند
ثبت حجم زیادی از محتوا الزاماً موفقیت نیست. اگر کارکنان با هزاران محتوای کماهمیت روبهرو شوند، پیدا کردن دانش ارزشمند دشوار میشود. تمرکز اولیه باید بر حوزههایی باشد که برای عملکرد سازمان حیاتیاند.
مدیریت دانش، مدیریت همه اطلاعات سازمان نیست.
3. دانش ثبت میشود اما ارزیابی نمیشود
اگر محتوای ضعیف، تکراری یا حتی نادرست بدون کنترل وارد بانک دانش شود، اعتماد کاربران کاهش پیدا میکند. برای هر نوع دانش باید فرآیند ارزیابی مشخص باشد. خبرگان، کارشناسان یا کمیتهها میتوانند براساس شاخصهای تعریفشده کیفیت دانش را بررسی کنند.
4. ثبت تجربه برای کارکنان دشوار است
فرمهای طولانی و پیچیده یکی از موانع اصلی مشارکتاند. کارمند ممکن است تجربه ارزشمندی داشته باشد اما برای ثبت آن مجبور باشد اطلاعات زیادی وارد کند که ارتباطی با تجربه او ندارد. فرمها باید براساس نوع دانش شخصیسازی شوند و فقط اطلاعات واقعاً ضروری درخواست شود.
5. دانش در سامانه وجود دارد اما کسی نمیتواند آن را پیدا کند
یکی از بدترین نتایج برنامه مدیریت دانش این است که سازمان بانک بزرگی از دانش داشته باشد اما کارکنان همچنان برای پیدا کردن اطلاعات از همکاران خود سؤال کنند.
این مشکل معمولاً از:
• طبقهبندی نامناسب
• جستوجوی ضعیف
• حوزههای دانشی نامشخص
• محتوای تکراری
• عنوانگذاری نامناسب ناشی میشود.
دانش زمانی ارزش دارد که در لحظه نیاز قابل دسترس باشد.
6. دانشهای مشابه بارها ثبت میشوند
با افزایش حجم بانک دانش، احتمال ثبت محتوای مشابه بیشتر میشود. بررسی دستی هزاران تجربه دشوار است. قابلیتهای هوشمند میتوانند در شناسایی دانشهای مشابه یا تکراری کمک کنند.
در مدیریت دانش کارما از AI و NLP برای کاربردهایی از جمله تشخیص محتوای مشابه، چکیدهسازی و کمک به کنترل کیفیت استفاده میشود.
7. خبرگان سازمان شناسایی نشدهاند
گاهی دانش در سازمان وجود دارد، اما کارکنان نمیدانند چه کسی صاحب آن است. مدیریت دانش فقط مدیریت اسناد نیست؛ مدیریت ارتباط با صاحبان دانش نیز هست. پروفایل دانشی کارکنان و حوزههای تخصصی میتواند به شناسایی خبرگان کمک کند.
8. پرسشهای کارکنان خارج از سامانه پاسخ داده میشوند
وقتی یک کارمند سؤال تخصصی خود را در پیامرسان یا مکالمه شخصی مطرح میکند، پاسخ احتمالاً فقط برای همان فرد باقی میماند. سامانه پرسش و پاسخ میتواند پرسش را به خبره مرتبط ارجاع دهد و پاسخ را برای استفاده دیگران نیز حفظ کند.
به این ترتیب یک مسئله فردی میتواند به دانش سازمانی تبدیل شود.
9. انجمن خبرگی فقط تبدیل به گروه گفتوگو میشود
ایجاد انجمن بدون هدف مشخص الزاماً مدیریت دانش نیست. انجمن باید حوزه دانشی مشخص، مسئول یا مدیر، هدف و سازوکاری برای استخراج محتوای ارزشمند از گفتگوها داشته باشد. اگر گفتگوهای مفید به دانش ساختاریافته تبدیل نشوند، مقدار زیادی اطلاعات پراکنده ایجاد خواهد شد.
10. کارکنان نمیدانند چرا باید دانش خود را به اشتراک بگذارند
یکی از موانع مهم مدیریت دانش، مسئله انگیزه است.
کارکنان ممکن است فکر کنند:
«چه فایدهای برای من دارد؟»
یا:
«اگر همه چیز را منتقل کنم، ارزش تخصص من کمتر نمیشود؟»
این مسئله فقط با امتیاز حل نمیشود. مدیران باید اهمیت اشتراک دانش را در عمل نشان دهند و مشارکت مؤثر کارکنان نیز دیده و قدردانی شود.
11. فقط تعداد دانشهای ثبتشده اندازهگیری میشود
اگر KPI اصلی تیم مدیریت دانش «تعداد دانش ثبتشده» باشد، طبیعی است که تمرکز به سمت کمیت برود.
شاخصهای مهمتری هم وجود دارند:
• چه میزان از دانش استفاده شده؟
• چند مسئله با استفاده از دانش قبلی حل شده؟
• کارکنان چقدر از بانک دانش استفاده میکنند؟
• زمان دسترسی به پاسخ چقدر کاهش یافته؟
• فعالیت خبرگان چگونه است؟
هدف بانک بزرگتر نیست؛ هدف سازمان آگاهتر و کارآمدتر است.
12. دانش کارکنان باتجربه دیر شناسایی میشود
یکی از دردناکترین شرایط زمانی است که سازمان درست هنگام بازنشستگی یا خروج یک نیروی کلیدی متوجه میشود بخش مهمی از دانش فقط در ذهن او بوده است.
مدیریت دانش باید قبل از رسیدن به این نقطه، افراد و دانشهای بحرانی را شناسایی کند. ثبت تجربه باید فرآیندی مستمر باشد، نه پروژهای که فقط چند ماه پیش از بازنشستگی آغاز شود.
13. مدیریت دانش از نظام پیشنهادها جدا باقی میماند
پیشنهاد کارکنان میتواند نتیجه سالها تجربه عملی باشد. اگر پیشنهاد بررسی و اجرا شود، تجربه اجرای آن نیز دانش جدیدی ایجاد میکند. در صورت جدا بودن کامل این دو سامانه، بخشی از این چرخه از دست میرود.
در مدیریت دانش کارما، نظام پیشنهادها بهصورت یکپارچه در کنار فرآیندهای مدیریت دانش قرار گرفته است تا این ارتباط بهتر حفظ شود.
14. دسترسی به سامانه محدود به رایانه سازمانی است
بخشی از کارکنان فنی و اجرایی دائماً پشت میز نیستند. اگر تنها راه مشارکت ورود از رایانه اداری باشد، بسیاری از تجربهها در همان زمان وقوع ثبت نمیشوند. دسترسی موبایلی میتواند فاصله میان «ایجاد تجربه» و «ثبت دانش» را کاهش دهد.
15. نرمافزار با ساختار سازمان یکپارچه نیست
ایجاد حسابهای جداگانه، ورود دستی اطلاعات یا قطع بودن ارتباط با زیرساخت سازمان میتواند استفاده از سامانه را دشوار کند. در سازمانهای بزرگ بهتر است موضوعاتی مانند LDAP، ساختار سازمانی، ارتباط با سایر نرمافزارها و اعلانها از ابتدای پروژه بررسی شوند.
16. مدیریت ارشد فقط در آغاز پروژه حضور دارد
اگر مدیران ارشد مدیریت دانش را صرفاً پروژه واحد آموزش، منابع انسانی یا فناوری اطلاعات بدانند، بهمرور اهمیت آن در سازمان کاهش پیدا میکند. حمایت مدیریتی باید در تخصیص زمان، اعتبار دادن به مشارکت دانشی و استفاده واقعی از خروجی سامانه دیده شود.
17. بعد از استقرار، فرآیند بازنگری نمیشود
رفتار کاربران اطلاعات بسیار ارزشمندی درباره کیفیت نظام مدیریت دانش ارائه میدهد.
ممکن است بعد از چند ماه مشخص شود:
• حوزهای تقریباً هیچ محتوایی ندارد
• بعضی خبرگان پاسخ نمیدهند
• یک مرحله ارزیابی بسیار طولانی است
• بانک دانش جستوجوی مناسبی ندارد
• کارکنان یک نوع دانش را کمتر ثبت میکنند
این اطلاعات باید برای اصلاح فرآیند استفاده شوند.
جمعبندی
شکست مدیریت دانش معمولاً نتیجه ضعف نرمافزار بهتنهایی نیست.
شروع از فناوری بهجای مسئله، پیچیدگی ثبت دانش، نبود ارزیابی، ضعف جستوجو، عدم شناسایی خبرگان، انگیزه ناکافی، نبود فرهنگ اشتراک و اندازهگیری غلط میتوانند بهتدریج سامانه را به آرشیوی کماستفاده تبدیل کنند.
مدیریت دانش زمانی موفق است که دانش مناسب، در زمان مناسب، در اختیار فرد مناسب قرار گیرد و واقعاً در تصمیمگیری و حل مسئله استفاده شود.
اگر قصد راهاندازی یا توسعه نظام مدیریت دانش سازمان خود را دارید، میتوانید امکانات نرمافزار مدیریت دانش کارما را متناسب با فرآیندها، حوزههای دانشی و ساختار سازمان خود در یک دموی تخصصی بررسی کنید.
درخواست دمو نرمافزار مدیریت دانش کارما
بازبینی تخصصی محتوا: تیم محصول و استقرار مدیریت دانش شرکت نرمافزاری جادوی فکر