مقالات 1405/06/17

مدیریت دانش در سازمان چگونه اجرا می‌شود؟ از شناسایی دانش تا استقرار سامانه

مدیریت دانش در سازمان چگونه اجرا می‌شود؟ از شناسایی دانش تا استقرار سامانه

اجرای مدیریت دانش در سازمان با شناسایی مسئله، دانش‌های حیاتی و خبرگان آغاز می‌شود و با طراحی فرآیند ثبت و ارزیابی، ایجاد بانک دانش، اشتراک‌گذاری، انتخاب سامانه، آموزش کارکنان و فرهنگ‌سازی ادامه پیدا می‌کند. در نهایت نیز باید با تعیین شاخص‌های عملکرد، میزان استفاده از دانش بررسی و نظام مدیریت دانش به‌طور مستمر بهبود داده شود.

مقدمه: 

استقرار مدیریت دانش با خرید نرم‌افزار شروع نمی‌شود. پیش از انتخاب ابزار، سازمان باید بداند چه دانش‌هایی برای ادامه فعالیت و تحقق اهدافش حیاتی هستند، این دانش‌ها در اختیار چه افرادی قرار دارند، چگونه ایجاد می‌شوند، چگونه باید ثبت و اعتبارسنجی شوند و چه کسانی باید به آنها دسترسی داشته باشند.

یک نظام مدیریت دانش موفق ترکیبی از افراد، فرآیند، محتوا، فرهنگ و فناوری است. نرم‌افزار زمانی ارزش ایجاد می‌کند که این اجزا در کنار یکدیگر طراحی شده باشند.

 

1. ابتدا مسئله‌ای را که مدیریت دانش باید حل کند مشخص کنید

اولین سؤال این نیست:

«چه نرم‌افزار مدیریت دانشی بخریم؟»

بلکه:

«قرار است مدیریت دانش چه مسئله‌ای از سازمان ما را حل کند؟»

ممکن است مسئله سازمان خروج کارکنان باتجربه باشد. ممکن است تجربیات پروژه‌ها تکراراً از بین بروند. ممکن است کارشناسان زمان زیادی برای پیدا کردن اطلاعات صرف کنند. ممکن است دانش بین واحدها به اشتراک گذاشته نشود یا سازمان نداند خبرگان واقعی هر حوزه چه کسانی هستند. هدف باید پیش از طراحی فرآیند مشخص باشد.

 

2. دانش‌های حیاتی سازمان را شناسایی کنید

قرار نیست همه اطلاعات سازمان وارد برنامه مدیریت دانش شوند. تمرکز باید ابتدا روی دانشی باشد که فقدان آن می‌تواند بر عملکرد، کیفیت، هزینه، ایمنی یا استمرار فعالیت سازمان اثر بگذارد.

برای مثال:

  • دانش فنی تجهیزات 

  • تجربه اجرای پروژه‌ها

  • روش حل مسائل پرتکرار

  • ارتباط با مشتریان 

  • دانش تخصصی کارکنان باسابقه 

  • تجربیات موفق و ناموفق 

  • دانش مرتبط با فرآیندهای کلیدی 

با شناسایی حوزه‌های دانشی حیاتی، برنامه مدیریت دانش هدفمندتر می‌شود.

 

3. صاحبان دانش و خبرگان را مشخص کنید

پس از شناسایی حوزه‌ها باید مشخص شود دانش مهم در اختیار چه افرادی است. در بسیاری از سازمان‌ها بخش قابل توجهی از دانش در ذهن افراد قرار دارد و حتی مدیران دقیقاً نمی‌دانند برای حل یک مسئله تخصصی باید به چه کسی مراجعه کنند. ایجاد پروفایل‌های دانشی و ثبت حوزه‌های تخصص افراد می‌تواند به شناسایی و دسترسی به خبرگان کمک کند.

 

4. جریان دانش موجود را بررسی کنید

دانش در سازمان از مسیرهای مختلف حرکت می‌کند. بخشی در جلسات منتقل می‌شود، بخشی در ایمیل، بخشی در فایل‌های شخصی، بخشی در گروه‌های پیام‌رسان و مقدار زیادی نیز فقط در گفتگوهای روزمره باقی می‌ماند.

قبل از طراحی نظام جدید باید بررسی شود:

  • دانش کجا تولید می‌شود؟

  • کجا نگهداری می‌شود؟

  • چه کسی آن را ارزیابی می‌کند؟

  • چه کسی به آن نیاز دارد؟

  • چرا بعضی دانش‌ها به افراد موردنیاز نمی‌رسند؟

هدف، ایجاد جریان ساده‌تر و قابل کنترل‌تر برای دانش است.

 

5. انواع دانش و فرم ثبت هرکدام را تعریف کنید

ثبت تجربه با ثبت مقاله یا ایده یکسان نیست. سازمان باید انواع دانش قابل ثبت را مشخص کند و برای هرکدام اطلاعات مناسب تعریف شود. ممکن است انواع دانش شامل تجربه، پیشنهاد، ایده، مقاله، یافته علمی، طرح اجرایی، ترجمه، تألیف یا سایر موارد باشد. فرم‌ها بهتر است متناسب با نیاز سازمان قابل تنظیم باشند.

 

6. فرآیند ارزیابی و اعتبارسنجی را طراحی کنید

یکی از اشتباهات رایج این است که تمام محتوای ثبت‌شده بدون کنترل وارد بانک دانش شود.

باید مشخص شود هر نوع دانش:

  • توسط چه کسی بررسی می‌شود؟

  • چه شاخص‌هایی دارد؟

  • آیا یک یا چند کارشناس لازم است؟

  • چه زمانی تأیید می‌شود؟

  • آیا نیاز به کمیته یا کارگروه تخصصی دارد؟

اعتبار بانک دانش وابسته به کیفیت محتوای آن است.

 

7. نظام طبقه‌بندی و حوزه‌های دانشی ایجاد کنید

دانش بدون طبقه‌بندی مناسب به‌مرور پیدا کردنش دشوار می‌شود. حوزه‌های دانشی باید براساس ساختار واقعی فعالیت سازمان تعریف شوند. طبقه‌بندی مناسب علاوه بر جست‌وجو، در ارجاع دانش به خبرگان، گزارش‌گیری و تحلیل خلأهای دانشی نیز کاربرد دارد.

 

8. بانک دانش را برای «استفاده» طراحی کنید، نه فقط ذخیره‌سازی

هدف از بانک دانش ساخت آرشیوی بزرگ از اسناد نیست. دانش زمانی برای سازمان ارزش ایجاد می‌کند که کارکنان بتوانند در زمان نیاز آن را پیدا و استفاده کنند. سامانه باید جست‌وجو، دسته‌بندی و دسترسی مناسب به دانش را فراهم کند. سازمان نیز باید بررسی کند چه دانش‌هایی واقعاً مورد مراجعه قرار می‌گیرند و چه بخش‌هایی کمتر استفاده می‌شوند.

 

9. پرسش و پاسخ و ارتباط با خبرگان را وارد فرآیند کنید

همیشه پاسخ مسئله از قبل در بانک دانش وجود ندارد. بهتر است کارکنان بتوانند سؤال خود را مطرح کنند و سامانه آن را به افراد یا خبرگان مرتبط هدایت کند. پاسخ‌های ارزشمند نیز می‌توانند به حافظه سازمانی اضافه شوند. این مدل کمک می‌کند دانش ضمنی افراد به‌تدریج در دسترس دیگران نیز قرار گیرد.

 

10. انجمن‌های خبرگی ایجاد کنید

انجمن خبرگی محیطی برای تعامل مستمر متخصصان یک حوزه است. در این انجمن‌ها می‌توان مسائل واقعی سازمان، تجربه‌های جدید و راهکارها را مطرح کرد. اما انجمن نباید فقط یک محیط گفتگو باشد. دانش ارزشمندی که در گفتگو شکل می‌گیرد باید قابلیت ثبت، ساختاردهی و استفاده مجدد داشته باشد.

 

11. نظام انگیزشی را با دقت طراحی کنید

کارکنان باید احساس کنند مشارکت دانشی ارزش دارد.

این ارزش می‌تواند به شکل:

  • امتیاز

  • تقدیر

  • پاداش 

  • معرفی کارکنان فعال 

  • استفاده از عملکرد دانشی در نظام‌های توسعه کارکنان تعریف شود.

اما نظام انگیزشی نباید صرفاً کارکنان را به ثبت حجم زیادی محتوای کم‌کیفیت سوق دهد. کیفیت و میزان استفاده از دانش باید از تعداد ثبت‌ها مهم‌تر باشد.

 

12. مدیریت دانش را با سایر برنامه‌های سازمان پیوند دهید

مدیریت دانش نباید به جزیره‌ای جدا تبدیل شود. ارتباط آن با نظام پیشنهادها می‌تواند بسیار ارزشمند باشد. پیشنهاد موفق، تجربه اجرای آن و نتایج حاصل از آن می‌توانند خود به بخشی از دانش سازمان تبدیل شوند. همچنین یکپارچه‌سازی نرم‌افزاری با زیرساخت‌های سازمان می‌تواند ورود کاربران، تبادل اطلاعات و استفاده از سامانه را ساده‌تر کند.

 

13. نرم‌افزار را بعد از مشخص‌شدن فرآیند انتخاب کنید

وقتی حوزه‌های دانش، نقش‌ها، فرآیند ثبت، ارزیابی، بانک دانش، خبرگان و گزارش‌های موردنیاز مشخص شدند، می‌توان نرم‌افزارها را واقعی‌تر مقایسه کرد.

در این مرحله سؤال اصلی این است:

آیا نرم‌افزار می‌تواند فرآیند مدیریت دانش ما را اجرا و با تغییرات آینده سازمان همراهی کند؟ نه اینکه صرفاً چه تعداد منو دارد.

 

راهنمای انتخاب نرم‌افزار مدیریت دانش

 

14. با یک اجرای کنترل‌شده شروع کنید

در سازمان‌های بزرگ لزوماً نباید همه فرآیندها از روز اول در کل سازمان فعال شوند. می‌توان با چند حوزه دانشی یا واحد مشخص شروع کرد، فرآیند را بررسی و ایرادات را اصلاح کرد و سپس دامنه اجرا را توسعه داد. این رویکرد احتمال پذیرش بهتر سامانه را افزایش می‌دهد.

 

15. آموزش را فقط به آموزش نرم‌افزار محدود نکنید

کارکنان باید بدانند:

  • چرا دانش خود را ثبت می‌کنند؟

  • چه چیزی ارزش ثبت دارد؟

  • چگونه تجربه را قابل استفاده برای دیگران بنویسند؟

  • چگونه دانش موردنیاز خود را پیدا کنند؟

خبرگان و ارزیابان نیز باید نقش خود را بدانند.

بنابراین آموزش مدیریت دانش شامل فرآیند، فرهنگ و ابزار است.

 

16. فرهنگ اشتراک دانش را جدی بگیرید

اگر کارکنان احساس کنند دانش منبع قدرت شخصی آنهاست و با اشتراک آن چیزی از دست می‌دهند، نرم‌افزار به‌تنهایی مشکل را حل نمی‌کند. مدیران باید اشتراک دانش را در رفتار خود نشان دهند و استفاده واقعی از دانش ثبت‌شده را تشویق کنند. وقتی کارکنان ببینند تجربه آنها در حل مسئله دیگران استفاده شده، انگیزه مشارکت افزایش پیدا می‌کند.

 

17. از موبایل برای نزدیک‌کردن مدیریت دانش به محیط واقعی کار استفاده کنید

بخشی از تجربه دقیقاً در محل انجام کار ایجاد می‌شود. اگر کاربر بتواند تجربه، ایده یا دانش خود را در زمان مناسب و از طریق موبایل ثبت کند، احتمال از دست رفتن آن کمتر می‌شود.

در سامانه مدیریت دانش کارما، اپلیکیشن اختصاصی امکان ثبت و پیگیری انواع دانش و دسترسی به بانک دانش را فراهم می‌کند.

 

18. هوش مصنوعی را بعد از ایجاد فرآیند درست به کار بگیرید

AI جایگزین فرآیند مدیریت دانش نیست. اما می‌تواند در فعالیت‌هایی مانند چکیده‌سازی، تشخیص دانش‌های مشابه، کنترل کیفیت و تحلیل محتوا کمک‌کننده باشد. ارزش این قابلیت زمانی بیشتر می‌شود که سازمان بانک دانش ساختاریافته و فرآیند مناسبی برای تولید و ارزیابی دانش داشته باشد.

 

19. شاخص‌های عملکرد را از ابتدا تعیین کنید

صرف تعداد دانش‌های ثبت‌شده معیار موفقیت نیست.

بهتر است شاخص‌هایی مانند:

  • نرخ مشارکت 

  • میزان استفاده از بانک دانش 

  • زمان پاسخ به پرسش‌ها

  • فعالیت خبرگان 

  • تعداد دانش‌های تأییدشده 

  • مشارکت واحدهای مختلف 

  • میزان استفاده مجدد از دانش 

نیز بررسی شوند.

 

20. نظام مدیریت دانش را دائماً بازنگری کنید

مدیریت دانش پروژه‌ای نیست که یک بار اجرا و تمام شود. حوزه‌های دانشی تغییر می‌کنند، خبرگان جدید اضافه می‌شوند و نیازهای سازمان تحول پیدا می‌کنند. فرآیند و سامانه باید براساس داده‌های واقعی و بازخورد کاربران به‌طور مستمر بهبود یابند.

 

جمع‌بندی

ترتیب منطقی استقرار مدیریت دانش این است:

تشخیص مسئله ← شناسایی دانش حیاتی ← شناسایی خبرگان ← طراحی جریان دانش ← تعریف فرآیند ثبت و ارزیابی ← ایجاد بانک دانش و سازوکارهای اشتراک ← انتخاب و بومی‌سازی سامانه ← آموزش و فرهنگ‌سازی ← اندازه‌گیری و بهبود مستمر.

نرم‌افزار زمانی ارزش ایجاد می‌کند که در خدمت این فرآیند باشد، نه اینکه خود نرم‌افزار به هدف اصلی پروژه تبدیل شود.

 

اگر قصد راه‌اندازی یا توسعه نظام مدیریت دانش سازمان خود را دارید، می‌توانید امکانات نرم‌افزار مدیریت دانش کارما را متناسب با فرآیندها، حوزه‌های دانشی و ساختار سازمان خود در یک دموی تخصصی بررسی کنید.

درخواست دمو نرم‌افزار مدیریت دانش کارما

 

بازبینی تخصصی محتوا: تیم محصول و استقرار مدیریت دانش شرکت نرم‌افزاری جادوی فکر